محمد مهدى ملايرى

267

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نفسانى كه معمولا آنها را باعث تهذيب نفس و تزكيهء خلق و منشهاى نيكوى انسانى مىشمرند و بخش دوم دربارهء روشهاى اجتماعى و طرز رفتار با ديگران و صفات آنان و دستورهايى است در اين زمينه كه معمولا آنها را در آيين پادشاهى يا به تعبير عربى آن در آداب الملوك و مانند اين تعبيرها مىآورده‌اند و بخش سوم در تعبيهء جنگ است . در آغاز اين نامه چنين آمده است : « در اين هنگام كه امير المؤمنين تو را به جنگ اين اعرابى جلف جافى مىفرستد مىخواهد كه دربارهء امور خاص و شئون عام تو و مسائلى كه برايت اتفاق مىافتد عهدى به تو بنويسد شامل ادب و موعظه و نصيحت و همچنين در آن آمده كه امير المؤمنين به تو روى آورد تا حجت را بر تو تمام كند و حق خداوند را در راهنمايى تو و هم‌چنين حق تو را در آنچه يك پدر مهربان براى فرزندش بر عهده دارد ادا نمايد . در بخش نخست خصلتهايى وصف شده كه تقريبا در همهء جوامع به يك گونه ستايش شده از قبيل پرهيز از پيروى هواى نفس ، و اعتدال در ادارهء امور ، و كوشش در كتمان اسرار و عقبه و كنيه‌ها با نيكوكارى ، و سعى در بر طرف كردن عيوب خويش و پرهيز از خودپرستى كه آفت عقل است ، و دقت در همهء رفتار و گفتار خود از سكوت و استماع و بخشش و عقوبت و عفو و تفريح و بيمها و اميدها و مانند اينها ، و آنچه در اينها پسنديده يا نكوهيده است . اين بخش با اين عبارت پايان مىپذيرد « اينها مجموعهء خصلتهايى است كه تواند بود به سبب اهمال آنها نقصى به عقل راه يابد پس تو با معرفت به آنها ، آنها را استوار دار و در حفظ آنها بكوش تا از راهنماييهاى آنها بهره‌برى و از راه آنها به جايى برسى كه عظمت امير مؤمنان و ادب او تو را به آنجا رسانده است . در بخش دوم كه شامل دستورهايى است دربارهء اطرافيان و هم‌نشينان و ياران خلوت و رجال دربارى و طرز رفتار با آنان ، اين مطالب را مىتوان يافت : رفتار تو با آنان بايد چنان باوقار باشد كه هيبت تو در چشم آنان محفوظ ماند و آن‌چنان با لطف و مهربانى توأم باشد كه دوستى آنان را نسبت به تو جلب